خشونت پنهان ، کشتار جمعی سلامت

عرصه غذا و تغذیه عرصه ای است که اگرچه با نگاه تخصصی وارد آن می شویم اما چنان به زندگی روزانه مردم نزدیک و با آن عجین است که می توانی خیلی چیزهای دیگر را جدا از نگاه تخصصی در آن ببینی فکر کنید در بخش های مختلف از تهیه و تولید غذا تا توزیع و بازار و بعد هم پخت و مصرف و اثرات آن پس از مصرف آنقدر وجوه متفاوت در این حوزه کنار هم دیده می شوند که می توان حتی گفت که این حوزه آیینه تمام نمایی از جامعه و هنجارهای جاری در آن است.شاید از همین روست که خشونت پنهان جاری را می شود از همین دریچه ردیابی و نگاه کرد.
فکر کنید کشاورزی که با مخلوط کردن چند سم ارزان قیمت و استفاده از آن می خواهد محصولش را افزایش دهد تا در نهایت سود بیشتری ببرد، از بازرگانی که همین سم ارزان قیمت را به خاطر ارزان بودنش و بردن سود بیشتر می خرد و برایش مهم نیست که اثرات آن بر سلامت مردم چیست روغنی ابزاری وارداتی مثل بیلی را بخرد که وسط کار قسمتی از آن کنده شود و مثلا به جایی از بدنش بخورد و زخمی اش کند و او را به مراجعه به بیمارستان یا درمانگاه بکشاند.
فرض کنید پسر دختر عموی همین بازرگان هم که بر اثر مصرف سبزی های آلوده به سم بیمار شده و ناچار به پزشک مراجعه کرده و پزشک انواع آزمایش ها و عسکبرداری ها و اکتشافات بالینی را برای به دست آوردن پول بیشتر برای آنها صادر کند یا در نهایت باید مجبور به استفاده از دارو و درمانی شود که به روش های مختلف قاچاق از بیرون آورده شده و هیچ کنترل و نظارتی روی ورود آنها نبوده.
حالا فرض کنید از طریق همین محصولات قاچاق مواد اولیه ارزان وارد عرصه ی صنایع غذایی ما بشوند تا کارخانه بتواند با استفاده از این مواد اولیه و به کار بردن چند ترفند به ظاهر زرنگ مآبانه قیمت تمام شده را کمتر کند تا سود بیشتری ببرد
یا فرض کنید که این بیمار یک نفر از خانواده ی یک راننده ی تاکسی باشد که برای در آوردن پول بیشتر و پوشاندن این هزینه ها تمام مقررات راهنمایی و رانندگی را نادیده بگیرد واصلا مسئولیت خودش نداند که ماشینش را برای جلوگیری از آلودگی هوا باید مرتب برای معاینه فنی ببرد و تمام روز با تاکسی که روغن سوزی دارد در خیابانها بچرخد و هوا را آلوده کند .
حالا فکر کنید که یکی از مسافران این تاکسی تصادفا برج ساز پولداری باشد که برای کاهش هزینه تمام شده ی ساخت خانه اش از مصالح بی کیفیت استفاده می کند و استانداردهایی که سلامت و ایمنی آن خانه ها را در نظر می گیرند حذف می کند تا به هر طریقی که می دانند سود بیشتری کسب کند . اما ریه هایش بر اثر رفت و آمد در آلودگی روز افزون دچار بیماری شده است.
خانه ای که ممکن است خریدارش مامور گمرکی باشد که آلودگی برنجی که اجازه ی ترخیصش را داده برایش مهم نبوده
و فکر کنیم که همین برنج به سفره ی مهمانی استاد دانشگاهی می آید که چشم بر آلودگی ماهی های وارداتی بسته است و در آن خانه کارمندی از ادارات دولتی، صدا و سیما، و... مهمان است و دارد این غذاها را که رنگ و لعابی دارند و گاهی از رستورانی تهیه شده که بدون در نظر گرفتن مقدار نمک و چربی دارد برای مهمانی های غم و شادی ما غذا تهیه می کند و گاهی هم از همین غذاها برای ما؛ کارمندان ادارات میفرستد زیرا که در مناقصه تهیه غذای اداره ما، شرکت ما، کمپانی ما و هرجای دیگری که عده ای در آن به کار کسب سود مشغولند و ناچارند غذا را هم همانجا بخرند و بخورند؛ برنده شده است.
و صاحبان همان رستوران گاهی برای تفریح به محلی می روند که قلیانی با رایحه هلو در اختیارشان می گذارد تا مثلا دمی بیاسایند.
ما همه در این چرخه هاست که زندگی می کنیم .
این فرآیند چرخه ی شومی است که در آن همه ی ما خشونت نادیده ای را به یکدیگر تحمیل می کنیم که در هیچ شرایطی وجدانمان را آزار نمی دهد. چرا که هدف کسب سود و در آوردن پول به هر قیمتی است.
محصولات این چرخه معیوب اعتیاد روز افزون است، بروز سرطانهای رو به افزایش است، افسردگی ها و اضطرابهایی است که فرزندانمان را احاطه کرده .یاس گسترده ای است که در همه ی لایه ها ی جامعه احساسش می کنیم. آسیب های اجتماعی است که هر روز با آنها مواجهیم.
شاید هر کدام از ما هنگامی که در فعالیت خود غرق فکر کردن به روش هایی هستیم که منفعت بیشتری عایدمان کند حتی تصورش را نکنیم که خودمان هم هدف همین فعالیتها هستیم. سودهایی که به قیمت قربانی شدن سلامت خودمان، همسایگان و دوستانمان، فرزندانمان و جامعه مان به دست می آیند.
چقدر غم انگیزاست که همه ما بدون آنکه خود بدانیم جنگجویان عرصه ای هستیم که خودمان را هدف گرفته است و زمانی که فکر کنیم تیری که رها کرده ایم به هدف دیگری می رسد ؛ در واقع به خودمان شلیک می کنیم.
کشتن دیگران تنها اسلحه به دست گرفتن و شلیک کردن و یا حتی آتش زدن زنده ی یک انسان دیگر نیست.گاهی از همین راه ها ؛ ما دیگران را به قتل می رسانیم. کشتن بیماری که سرطان گرفته و رنج تحمیل شده به او صدها برابر از شلیک مستقیم گلوله دردناکتر و بیچاره کننده تر است خشونت پنهانی است که ما به خودمان و دیگران روا می داریم.

Warning: mb_strlen() expects parameter 1 to be string, array given in /var/www/vhosts/behsite.ir/httpdocs/bitrix/templates/.default/components/bitrix/blog/rahnemoon_v1/bitrix/blog.post/.default/template.php on line 158

0
محمدرضا کیا
11/14/2015 13:17:23
خشونت پنهان
البته این مواردی که خانم کاوه ای ذکر کرده اند عمومیت دارند ودر کلیه جوامع کشورها وجود دارد.ولی در اینجا صحبت راجع به خودمان است.
مردم آنچنان در تودرتوی این مشکلات و مصائب گرفتارند واین امتزاج آنچنان در رگ و پی این مردم اعم از شهری و روستایی وبا سواد و بی سواد(به صورت اعم)رخنه کرده و یکی شده است که کسی فکر یک موجود خارجی را نمی کند.
وبه درستی خانم کاوه ای بر مشکلی ناپیدا انگشت گذاشته اند.
این موردی که از جانب ایشان اشاره شده است دقیقاٌ مانند مشکل ترافیک موجود در این کشوراست.بررسی کنیم:
ترافیک موجود حاصل وجود تعداد زیاد خودرو در سطح خیابانهای شهر ها است.حال چرا اینقدر خودرو وجوددارد؟وچرا همه در حال مسافر کشی هستند؟
نوع ماشین هم فرقی ندارد خودروهای زیر 50میلیون تومان که اکثراٌ هم قسطی خریداری شده اند تا صاحبش بتواند از طریق مسافرکشی درآمدی کسب کند.
یعنی چی ؟
یعنی مشکل اقتصادی صاحب خودرو.وفور خودرو در خیابانها یعنی مصرف سوخت بالا.یعنی استهلاک خودرو.یعنی واردات بالای قطعات مصرفی خودرو.یا تولید بی کیفیت این قطعات به صورت داخلی .یعنی مرگ و میر وتصادفات خودرو.یعنی اعصاب خراب صاحبان خودرو در اوج ترافیک.ودهها "یعنی " دیگر
باید مدیریتی قوی اعمال شود در کلیه زمینه ها به قول معروف همه چیزمان هم به همه چیزمان می آید.نه چنین مدیریتی وجود دارد ونه دلسوزی در این خصوص صورت میگیرد.انقدر مشکلات زیاد است وتمامشان هم زنجیر وار به هم بسته اندفکه مدیرانمان هم سعی میکنند آنها را نادیده بگیرند.
مخلص کلام
با خانم کاوه ای موافق هستم