سلامی چو بوی خوش آشنایی

سلامی چو بوی خوش آشنایی

دکتر ربابه شیخ الاسلام

یادتان می آید بهسایت چگونه آفریده شد ؟

شش سال پیش بود. اولین بار در وزارت بهداشت فکرش آمد به سرم که یک سایت آموزشی تغذیه درست کنم. در مدتی طولانی با تهیه کتابها ، جزوهای آموزشی ،برگزاری کارگاههای آموزشی و سخنرانیها پوستر ها و پمفلت های آموزشی برای آموزش تغذیه کار های متنوعی انجام داده بودیم ولی اینترنت آمده بود و حالا می شد کار جدیدی انجام داد تا دسترسی عده زیادی به اطلاعات آموزش تغذیه فراهم شود که نتوانستم . قصه این نتوانستن جالب است:

اینکه در وزارت بهداشت چقدر تلاش کردم و چگونه توانستم و توانستیم گروهی از کارشناسان تغذیه را در طول زمانی به اندازه یک عمر بسیج کنیم که در امر بهبود تغذیه و سلامت در مقر سلامت کشور یعنی معاونتی که نامش بهداشت است (که باید سلامت باشد) جمع شوند و برای موضوع مهمی که در سلامت همه مردم از زمانی که نفس می آید و نفس می رود (یعنی دوران جنینی تا زمانی که زنده ایم ) نقش دارد کارهای وامانده را از زمین بردارند و کار کنند ...بماند. جالب است اگر چه همه نقش تغذیه را در سلامت و بیماری می دانند و اهمیت آنرا می شناسند و با وجود ادارات کل زیادی در زمینه سلامت در معاونت بهداشت کار می کردند ولی در همان مقر سلامت، نامی از تغذیه نبود. بنابر این کارهای اولیه خیلی زیاد بود. ابتدا باید تصویری کشوری از وضعیت تغذیه گروه های سنی در استانهای کشور می داشتیم. پاسخ و جمع آوری اطلاعات و انجام تحقیق برای سوالاتی از قبیل:

· چه مشکلات تغذیه ای در کشور وجود دارد که مردم را بیمار،ناتوان و رنجور می کند؟

· این مشکلات کدام گروه سنی را بیشتر در معرض خطر قرار می دهد؟

· گستردگی مشکلات چقدر است و عمق کمبود ها در مناطق مختلف کشور چقدر است؟

· ریشه مشکلات در چیست؟

· وضعیت ما نسبت به کشور های منطقه و دنیا چگونه است؟

· اولویت ها برای اقدامات ضروری کدام است؟

· آموزش تغذیه تا چه حدی می تواند مردم را برای سلامت تغذیه ای در همه زمینه ها کمبود ها و بیماریها یاری کند؟ و ...

ابزار اصلی، کار ما بود

نمی خواهم از انبوه کارهای زمان مدیریتم در دفتر بهبود تغذیه جامعه در سطح کلان و سطوح استانی بگویم. آنانکه باید بدانند می دانند و آنان که نمی شناسندم می توانند از همین سایت لیست کارهایی را که انجام دادیم و هنوز همکاران من در ستاد وزارتخانه و مراکز بهداشت استانها این کار ها را دنبال می کنند، را بخوانند. موضوعی که برایم جالب بود اینکه در سه چهار سال آخر دوران کارم امکان استفاده از اینترنت و سایت فراهم شده بود و من آرزو داشتم در وزارت بهداشت یک سایت آموزش تغذیه ایجاد کنم.  بالطبع با آمدن اینترنت یک اداره کل هم بطور غیر رسمی مسوول این کار شده بود و ما باید ازطریق دادن اطلاعات به آن اداره اجازه چنین کار (از نظر آنان بزرگ و مهم ) را می گرفتیم. برای توجیه مدتها وقت می خواستیم و نمی دادند و بعد که افتخار حضور پیدا شد سوالات عجیب و غریبی را باید جواب می دادیم. موضوع از نظر من ساده بود "ما در وزارت بهداشت متولی سلامت مردم هستیم و تغذیه صحیح بهترین و موثر ترین کار برای حفظ سلامت است و بنابر این باید یک سایت آموزشی علمی تغذیه داشته باشیم که مردم با اعتماد به آن دسترسی داشته باشند و مراقبت تغذیه ای را از خودشان انجام دهند " این موضوع روشن و کاملا منطقی بود ولی در ذهن شنونده یعنی آن مدیر شاید چیز دیگری می گذشت چون سوالات مختلفی که می کرد من شک می کردم که حتما درست توضیح ندادم:

· آیا اشکالی ندارد که همه به این سایت دسترسی داشته باشند؟

· این اطلاعات مال وزارت بهداشت است شما چطور روی سایت می گذارید؟

· افرادی که باید این سایت را بسازند ممکن است اطلاعات را بردارند ؟

· خودتان چه کسی را برای ایجاد این سایت در نظر دارید ؟

· چقدر به این افراد اطمینان می شود کرد؟ و....

سرتان را درد نیاورم هفته ای یگ گروه بقول خودشان اینتر نتی دعوت می کردند تا من به آنها بگویم چه می خواهم بکنم و بعد که کامل و مفصل شرح می دادم آنها می رفتند که طرحی بیاورند و سه روز بعد مدیر یک گروه دیگر را می اورد و من باید تمام آن توضیحات را مجددا به آنها می دادم و چند بار این کار تکرار شد و هر وقت از مدیر بخش می پرسیدم چه شد می گفت تلفنی نمیشود گفت وقت بگیرید بیایید تا مفصل صحبت کنیم و این برنامه بیش از یکسال وقت مرا گرفت و جالب است که در ان مدت دوبار همین مدیر هم عوض شد و من از خیر این اقدام گذشتم.

خیلی از کارهای دفتر بهبود با موفقیت انجام می شد که دولت عوض شد و با تغییرات سال 1384 گروهی پست های وزارتخانه را اشغال کردند که سبک و سیاقشان شک کن و باور نکن بود. آنها حتی حاضر نشدند یک بار در مورد فعالیت های بخش سلامت و ادارات مختلفی که به همت و تلاش آنان شاخص های بهدشتی کشور بسیار بالا بود کلامی بشنوند و دیدشان این بود که ما همه انشا نوشته ایم و حالا زنگ حساب است و آنها آمده اند که حساب همه را برسند. و مثلا از نظر خودشان با حذف افراد پرشور و توانمند و متوقف کردن خیلی از برنامه های بهداشتی به حساب های همه رسیدند ولی بعد که پرده ها کنار رفت همگان دیدند که چه حسابهایی را چه کردند.

بله داستان درست کردن یک سایت آموزش تغذیه بود و سال 85 پیش خود گفتم حالا که از چهار چوب تنگ اداری خلاص شده ام چه خوب است این کار را با همان پول اندک باز نشستگی خودم راه بیندازم. همین بهسایت را می گویم. مقدمات کار برای ما که در زمینه IT فعالیتی نداشتیم طول کشید ولی نهایتا موفق شدیم .

نزدیکترین همکاری که با من بود خانم زیبا کاوه ئی بود و خوشبختانه هست، فکرم را در مورد ایجاد یک سایت اول با او در میان گذاشتم ، اگر چه در مورد نام سایت با خیلی ها مشورت کردیم و برای همکاری هم از خیلی از اساتید خواهش کردیم ولی نهایتا مانند (قصه بلدرچین و برزگر در کتابهای  )ابتدایی خودمان

تقریبا خودمان ماندیم و خودمان و عده ای از جوانان علاقمند به نگارش و عالم و جوان ، این روز ها خدا را شکر گزاریم که در این خدمت کوچک برای مردم عزیز کشورمان و فارسی زبانان در دیگر کشور ها موفق شده ایم . بقول امیر خسرو دهلوی :

بهین روزی‌ از موسم نوبهار
که گیتی شد از خرمی چون نگار
این سایت آموزشی و علمی را به مردم ایران زمین هدیه کردیم و ششمین سال زندگی این سایت را به همه کارکنان و عالمان عاشقی که ما را در ترجمه متون و تهیه محتوای علمی کمک می کنند همراه با همه شما بینندگان این سایت جشن می گیریم.


بازگشت